تاج السلطنه
مقدمه 7
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )
هو المستعان مقدمه « خاطرات تاج السلطنه » ، دختر ناصر الدين شاه قاجار ، در عداد معروفترين ، مفيدترين ، و مهمترين حيات نامههاى بازمانده از آن عصر در شمار است . اين شهرت ، فايدت ، و اهميت نخست ناظر است به شخصيت نگارنده ، پس آنگاه به محتواى تاريخى اثر . اهميت آن در ربط با شخصيت نگارنده ، نخست به سبب جنسيت اوست : كه تنى است از نسوان ؛ و ديگر ، مقام و منزلت اجتماعى وى : كه شهزادهايست در زمرهى پردگيان حرم سلطنت . اين اهميت اما ، در ربط با محتواى تاريخى اثر ، نخست از آنروست كه نگارنده در پرتو و به سبب امنيت جانى و مالى مترتب بر مقام اجتماعى خويش ، از آزادى بيان فزونترى برخوردار است نسبت به سايرين ؛ و ديگر ، از آندر كه نمونهايست گويا از برخورد مظاهر مدنيت و فرهنگ شرق و غرب در آن مقطع زمانى ، و نيز حالات ، تأثيرات ، و پىآمدهاى برخورد مزبور نزد فردى از طبقات زبرين اجتماع ؛ و سرآخر ، به لحاظ آگاهى بر آداب و رسوم خواتين حرم . لهذا ، اثر حاضر ، به ويژه آن كسان را به كار آيد كه به پژوهش در تاريخ اجتماعى و فرهنگى ايران در سدهى پيشين ذيعلاقهاند . در اين وجيزه ، بيشتر به شرح شيوهى نگارش و نگرش تاج السلطنه ، و محتواى تاريخى و اجتماعى خاطرات وى پرداخته خواهد شد ، تا ترجمان احوالش ؛ چه ، او خود هرآنچه را كه بايد تسطير كرده است . مع هذا ، تسويد سطورى چند درين باب ، لازم مىنمايد . تاج السلطنه در سنهى 1301 هجرى قمرى ، از صلب ناصر الدين شاه قاجار و از بطن توران السلطنه تولد يافت . مادرش از قجران بود و دختر عم پدر « 1 » . از اوان تولد ،
--> ( 1 ) - طبق تحرير تاج السلطنه : پدر مادر وى مدتى در كرمان و بلوچستان حكومت داشته است . در عداد حكام آن خطه ، تنها سه تن را مىشناسيم كه عموهاى ناصر الدين شاه باشند . نخست ، فيروز ميرزا ؛ ديگر ، خسرو ميرزا ؛ سرآخر ، خانلر ميرزا احتشام السلطنه . فيروز ميرزا را دخترى بدان نام نبوده است . لاجرم ، باز مىمانند دو تن اخير الذكر ؛ كه بين اين دو نيز ، اين احتمال كه خسرو ميرزا نياى مادرى تاج السلطنه باشد ، قوىتر است از مورد ديگر . خسرو ميرزا همان شهزادهايست كه به گاه سلطنت محمد شاه قاجار ، كور و نفى بلد گشته ، به اردبيلش تبعيد نمودند . تاج السلطنه نيز در متن خاطرات ، اشارتى دارد به دايى و اقوام مادرى خويش كه در اردبيل سكنا داشتند . ر ك : سرگذشت پرماجراى تاج السلطنه . وحيد ، ج 13 ، ش 7 ( مهرماه 1354 ، شوال 1395 ) : 757 ، 758